دسته‌ها
مجموعه نوشته ها هنر و ادبیات یادداشت های ادبی من یادداشت های من

به دنبال خدا

کودکی بودم و دنبال خدا

در بیابان در دشت

در دل جنگل سبز

همه جا می گشتم

کلبه ای در گذرم بود پر از نور

که خورشید دگرگونه بر آن می تابید

پیرمردی دیدم که پس از خوردن یک جام شراب

به خدا گفت : سپاس

آری احساس من این بود

خدا آنجا بود

من خدا را دیدم

من شنیدم که خدا گفت : بنوش

گوارای وجود

 

منبع:h //yokomar.blogfa.com/post/20

از علی حقیقت جو

سعی کن بهترین نسخه از خودت باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.